محمد رضا واليزاده معجزى
717
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
رستم خان ( روسى ) سكونت داشتند و نيز محل وثوق و اعتماد مردم بودند ، نزد مهاجمين كه از در و ديوار خانه بالا مىكشيدند آمده و گفتند : آقايان اين ترتيب كه شما پيش گرفتهايد صورت خوشى ندارد . بعد مهاجمين را از اطراف حصار خانه به وسط خيابان كشيدند تا راه عاقلانهاى پيدا نمايند . موقعى كه مهاجمين خانهها را رها ساخته جهت استماع بيانات و پيشنهادهاى حاج سيد محمد به وسط خيابان آمدند ، طولابيها از فرصت استفاده كرده به اسبهاى خود كه از پيش زين كرده و آماده بود سوار شده و با سرعت از جاده باجگيران كه به چگنى مىرود فرار كردند و تا مهاجمين متوجه اين قضيه شدند آنها مقدارى فاصله گرفتند فقط يك نفرشان به نام . . . « 1 » برادر محمد رحيم در اول كوچه كشته شد . بعد از فرار آنها موج جمعيت به دنبالشان « 2 » حركت كرد . فراريان تا نزديك قريه گيلوران كه در جنوب خرمآباد قرار دارد رفتند . در اين محل برحسب اتفاق با تيرهاى از بيرانوندها كه به نام « متش » خوانده مىشوند و « شاه گردالى » سرشناس و شاخص آنها بود مصادف و آنان [ فراريان ] را تعاقب كرده اسب « كلب على خان » برادر رستم بهادر را با تير زده او را دستگير مىسازند . يكى ديگر از خوانين طولابى را به نام محمد رحيم خان كه برادرش در دهانه كوچه كشته شده بود و با والىزادهها در نهان دوستى داشت و ظاهرا موضوع ورود طولابيها را او به اطلاع آنها رسانده بود ، نيز دستگير گرديد . و متشها اين هردو را گرفته و به سمت خرمآباد مىآوردند ولى رستم خان و برادر ديگرش خان بابا خان موفق به فرار شدند . در تق توق خضر ، حسين خان بيرانوند برادر تنى على مردان خان معروف كه خواهرزاده ديوان بيگى بود فرامىرسد و كلب على خان را از متشها گرفته به ترك خود مىاندازد و به رحيم مىگويد با تو كارى ندارم ولى هنوز چند قدم از وى دور نشده بود كه محمد رحيم خان را با تير مىزند و مىگويد اين در عوض خون فاضل خان . « 3 » حسين خان ، كلب على خان را بهطرف شهر و جمعيت مىبرد ولى به او قول مىدهد كه او را مستقيما نزد حاج سيف اللّه خان برادر ديوان بيگى ببرد . زيرا او يقين داشت كه حاج سيف اللّه خان مرد باگذشتى است و از او انتقام نخواهد گرفت . موقعى وارد محوطه قبرستان خضر شدند با
--> ( 1 ) . [ در اصل جاى نام خالى گذاشته شده است . ويراستار ] ( 2 ) . اصل : دنبال آنها . ( 3 ) . فاضل خان پسر اسد خان بيرانوند و عموى حسين خان بوده و در جنگ نظام السلطنه چند سال پيش كشته شده بود . ظاهرا گناه محمد رحيم خان كه حسين خان او را در عوض خون فاضل خان به قتل رسانيده اين بود كه موقع جنگ خوانين بيرانوند و نظام السلطنه او از طرف نظام السلطنه نزد غلامرضا خان امير جنگ والى پشتكوه رفته و او را با اردو به يارى نظام السلطنه آورده و فاضل در جنگى كه خوانين و ايل بيرانوند با سپاه والى و نظام السلطنه كردهاند كشته شده است .